BBCPersian.com | ايران

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

سیچیلاریسم؟؟

این روزها چون بحث درباره ی واژه ی سکولاریسم بسیار داغ شده وبه مناسبت سخنرانی آیت الله خامنه ای درباره ی علوم انسانی و بازگشایی دانشگاهها ومدارس ، گفتم یک نوشته ی مختصر راجع به سکولاریسم بنویسم تا بعضی از ابهامات و تعابیر نادرستی که در مورد این واژه وجود دارد تا حدودی زدوده و روشن گردد.
مثل هر انسان منطق پذیری قبل از اظهار نظر در مورد هرچیزی ، باید تعربف دقیق آن چیز را (تا آنجا که وسایل ودانش امروز اجازه میدهد دقیق ) را بدانیم و از تمامی جوانب وکاربردهایی که برای این تعاریف وجود دارد اطلاع کافی و لازم را داشته باشیم ، بدترین کار این است که بدون اطلاع (یا اطلاع رسانی) در مورد این چیزها و با توجه به برداشتی که شاید سراسر غلط باشد شروع به نظیه پردازی کنیم و بدتر از آن سعی در تحمیل این نظریه به هزازان و ملیونها مخالف داشته باشیم.
حالا برداشتی که افرادی از سکولاریسم دارند یک چیزی در مایه های همان "صهیونیست"،"بهایی"،"سوروس"،"علوم انسانی" و... است که تعریف همه این موارد در نظر او فرق چندانی با هم ندارند: ،
"چیزهای بدی هستند که دشمنان(یعنی همه ی مللی که مخالف جمهوری اسلامی هستند) در تشکیل آن نقش داشته اند و با توطئه به ایران آورده اند و با آن سعی میکنند حکومت را ساقط کنند و چون اسلامی نیستند چیز بدی هستند و باید سعی کنیم آنهارا اسلامی کنیم و اگر نشد باید بر علیه آنها اعلام جهاد و جنگ کنیم تا هرچه زودتر نابود شوند."
خوب بدیهی است که این تعریف کاملا غلط است .امروزه سکولازیسم به معنای عام جدایی دین از سیاست یکی از ارکان اصلی هر حکومت دمکرات شناخته میشود و بسیاری ازابهاماتی که در مورد ناکارآمدی این این نظریه میشد امروزه کاملا برطرف شده است.
همانطور که گفتم باید ابندا از تعریف سکولاریسم شروع کنیم که اتفاقا تعریف کردن سکولاریسم کار نسبتا گسترده ای است ، چون این کلمه مدتهاست در عرفان و سیاست و علوم محض و دین و ... استفاده میشود و با توجه با حوزه ای که این کلمه در آن استفاده شود میتواند تعریف متفاوتی داشته باشد.
ولی در مفهوم عام و غیر تاریخی سکولاریسم به معنای جلوگیری از دخالت آموزه های دینی در هرگونه وجه از زندگی عمومی جامعه به طور اجباری است.(1)
اگر این تعریف را به سیاست محدود کنیم ، به سادگی به معنای جلوگیری از دخالت دین در سیاست است. به بیان دیگر سکولاریسم در سیاست به مفهوم" دین مدنی" بسیار نزدیک است ، نظریه ای که آیت الله شریعتمداری مروج آن بود.(2)
اغلب حکومت های دمکرات جهان بر پایه ی اندیشه ی سکولاریسم بنا شده شده اند به این معنی که به طور مثال در آلمان میتواند یک حزب مسیحی یا مسلمان یا بودایی یا هر معتقد به هر دین و مذهبی در آن فعالیت سیاسی کند و به نفع دین و سیاست خود تبلیغ کند ، اما نمیتواند براساس آموزه های دینی خود در قانون اساسی کشور تغییر ایجاد کند یا به هر نحوی عقاید دینی خود را در سیاست دخالت دهد به نحوی که جامعه از آن تاثیر بپذیرد.(3)
به عبارت دیگر یک شهروند جکومت سکولار مجبور نیست که ملحد یا بیخدا باشد و لزوما آموزه های دینی را زیرپا بگذارد ، و از آنسو نیز اجباری بر او وارد نیست که به دین یا مسلک خاصی اعتقاد داشته باشد.
بدیهی است که حکومت غیر سکولار ، حتما ، منجر به زور گویی به قشری از جامعه و حرکت بر خلاف اصول دمکراسی میشود ، نظیر اجبار به کشف حجاب در مورد رضاخان (که حکومت او بر خلاف ادعایش به هیچ عنوان سکولار نبود)، یا دخالت گسترده کلیسا در سیاست وعلوم دقیقه در اروپای قرون وسطا ، یا نقض گسترده ی حقوق بشری که امروز به نام دین در کشور خودمان انجام میشود و خود مردم از ابعاد و اندازه ی آن بهتر خبر دارند به طوری که طرز فکر حکومت بسیار نزدیک به تمامیت طلبی فرد فرد یا توتالیتر شده است ، یعنی دخالت دولت در تمامی ابعاد زندگی یک فرد.
همچنین در حکومت سکولار ، دولت مجاز به تاسیس یک مرکز دینی یا حمایت از آن نیست.در بعضی از حکومت های سکولار مانند فرانسه اظهار علنی فرد بر معتقد بودن بر یک دین ، جرم حساب میشود ، و مجازات دارد به طور مثال رییس جمهر فرانسه نمیتواند به طر علنی اعلام کند که مسیحی است یا کسی نمی تواند از علائم معف دینی بخصوص استفاده کند ، بر خلاف امریکا که اینگونه نیست .(4)
سکولاریسم افراطی تر ، نوعی که در فرانسه اعمال میشود به لائیسم معروف است.(5)
فلسفه علمی سکولاریسم بر این اندیشه بنا شده است که که تمامی امور و قوانین این دنیا را با استفاده از خود هستی و جدای از عوامل فراطبیعی مانند خداوند ، پریان و ... بهتر میتوان تدوین کرد و توضیح داد.(6)
این تعریف به هیچ وجه مغایر با هیچ دین و عقیده ای نیست و به طور مثال دانشمندی که مسلمان باشد هم میتواند (و بدیهی است که این کار منطقی است.) بدون در نظر گرفتن نقش خداوند و فرستادگانش، فرمولها و قوانین مربوط به فیزیک را استفاده یا تدوین نماید.
برای درک بهتر این نظریه ،فرض کنید که میخواهید طرز کار یک ساعت جیبی بسیار ظریف و زیبا و در عین حال پیچیده را درک کنید و از نحوه ی کارکرد اجزا و پیچ مهره های آن با خبر شوید ، و سازنده ی توانا و عالم این ساعت در کشوری دور دست زندگی میکند و هیچ نشانی از او در دسترس نیست و شما نمیتوانید درباره ی طرز کار این ساعت سوالی ار او بپرسید ، درنتیجه شما برای درک کار این ساعت بهتر است که خودتان دست به کار شوید و با استفاده از دانش پیشینیان وابزار های موجود ، و بدون توجه به خصوصیات سازنده این ساعت و بدون توجه به این که او چه نقشی در ساخت این ساعت داشته ، باید به پژوهش در طرز کار این ساعت بکنید.(7)
به عبارت دیگر برای فهمیدن طرز کار یک ابزار لزوما به تحقیق در مورد سازنده ی آن نیاز نیست. این مثال معروفی است که در مورد لزوم جدایی دین از علوم دقیقه به کارر میرود ، به طوریکه فرد دیندار در مورد پژوهش در مورد علوم دقیقه به طور موقت سخن گفتن در مورد نقش خدا (درواقع همان سازنده ی ساعت) را کنار میگذارد.
همانطور که میدانید علوم انسانی عموما جدیدترین و جوان ترین علوم در حال حاضر دارند و با توجه به گستردگی و پیچیدگی هایی که کارکرد مغز انسان یا گروهی از انسان ها دارد،که همان موضوع مورد مطالعه علومی چون جامعه شناسی ، روانشناسی و روانکاوی ، سیاست و... میباشد ، هنوز تا "دقیقه شدن" این علوم راه درازی در پیش داریم ، درواقع تصور کنید که موقعیت ما در برابر علوم انسانی ، موقعیت انسانهای 2000 سال پیش در برابر علومی چون فیزیک و ریاضی که امروزه دقیقه به حساب می آیند است. به جرئت میتوان گفت که اگر در مسیر طولانی دقدیه شدن این علوم از گزاره هایی استفاده نمیشد که قطعیت آن تا حد قابل قبولی دقیق قابل بحث و وجود اتفاق نظر کافی باشد ، این علوم میتوانستند جلوتر از جایگاهی که امروزه دارند باشند.
حال ممکن است در آینده ای نه چندان دور سیر تکاملی علوم انسانی به حدی برسد که در زمره ی علوم دقیقه جای بگیرند ، همردیف با علومی چون ریاضی و فیزیک ، که قبلا در مورد ضرورت جلوگیری از دخالت دین در آنها استدلال کردیم (قضیه ی ساعت)، با همین استدلال میتوان ادعا کرد که سعی در "دینی" یا "اسلامی" کردن علوم انسانی ، غیر منطقی و گذشته از آن غیر ممکن است.
در انتها ، متن یک اعتراف معروف از شخصی که بعضی اورا به عنوان پدر فیزیک یاد میکنند ، قرار میدهیم که این هشدار را به ما میدهد که سعی در وارد کردن برداشت شخصی از دین در علمم چه تاثیراتی میتواند داشته باشد:
"من، گالیلئو گالیله، فرزند وینچنزو گالیله اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگی، در حضور دادگاه عادل، در برابر شما زانو زده و در برابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند یاد می‌کنم که همواره به جمله جمله این کتاب اعتقاد داشته و به لطف خداوند متعال در آینده نیز اعتقاد خواهم داشت..
اعلام می‌کنم که نظر من در مورد اینکه خورشید ثابت است و زمین به دور آن می‌چرخد، یک تفکر باطل، نادرست و گمراه کننده بود که نمی‌بایست در هیچ جا، تدریس شود، مورد بحث قرار گرفته یا مورد استناد قرار گیرد. واقعیت مشخص و روشن این است که زمین مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسی می‌داند و هر روز می‌بیند، این خورشید و تمام ستارگان هستند که به دور زمین می‌چرخند.
می‌خواهم در برابر شما اعلام کنم که نور حقیقت در دل من راه یافته و به خوبی درک کردم که آنچه گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشیمانم و هر محکومیت و جزایی که برای من تعیین شود با خوشحالی پذیرا خواهم شد و امیدوارم به سزای خود در گمراهی بخش زیادی از جامعه برسم..
در صورتی که از هر یک از موارد فوق تخطی کرده و به تفکر نادرست خویش بازگردم، مسئولیت و تبعات این خطای نابخشودنی را به طور کامل می‌پذیرم..
من برای اینکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چیز را از قبل روی این برگه نوشته و برای شما خواندم و اعلام می‌کنم که این برگه، رسم الخط خود من و ذهنیات و اعتقادات شخصی من بوده و بدون هرگونه تأثیری از بیرون، نگاشته شده است."


۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

خجالت نکشیداو نماینده ی شما به حساب نمی آید


حدافل یکی از فوایدی که راهپیمایی های میلیونی و چندصدهزار نفری مردم سبز در تهران داشت این بود که دیگر کسی احممدی نژاد را نماینده ی ممردم ایران حساب نمی کند:
سارکوزی:(رییس جمهور فرانسه)مردم ایران شایسته ی رئیس جمهوری بهتر ازاین مرد هستند.
اشتاین مایر(وزیر خارجه آلمان):از مردمی با آن تاریخ و فرهنگ غنی بعید بود که چنین قردی را به عنوان رئیس جمهور بپذیرند.
هیلاری کلینتون(وزیر خارجه ی آمریکا):احمدی نژآد را نماینده ی منتخب ایران نمی پذیریم فقط اورا به عنوان مقام رییس جمهور می پذیریم.سوئد به نمایندگی تمامی کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا ،مثلایتالیا ،آلمان و اسپانیا و ...، آمریکا ،کانادا،بریتانیا، ژاپن ، ترکیه ، افغانستان و... جزو کشورهایی هستند که به احمدی نژاد به مناسبت برنده شدن در انتخابات ریاست جمهوری ایران تبریک نگفته اند.
البته چندین کشور مانند لیبی(معمر الغذافی)،ونزوئلا(ویکتور چاوز)و چندین دولت دیکتاتور دیگر در آفریقا و آمریکای جنوبی به دولت ایران تبریک گفته اند که این چنین وضعیتی در دولت های جهانی ، برداشتی درست از مشروعیت دولت احمدی نژاد خواهیم داشت که قابل مقایسه با مشروعیت دولت او در بین مردم داخل ایران است.
بله تمام کشورهای "پلید وخبیث "مثل انگلستان و آمریکا از حکومت ایران بدشان می آید ، و تمام نیروهای خیر دنیا با ایران خوبند ، اما حتی اگر بپذیریم کشورهایی مانند ونزوئلا که ویکتور هوگو رئیس جمهور مادام العمر آن است و لیبی که دولت آن 31 سال است که امام موسی صدر را به گروگان گرفته نماینده ی خیر در جهان هستند !،روی هم با احتساب ایران کمتراز 0.2% برابر آمریکا(یعنی 2 در برابر هزار) در اقتصاد جهان نقش دارند و کمک چندانی در بحران های اقتصادی کنونی جامعه جهانی به ایران نمیتوانند بکنند ، هرچند شاد به احمدی نژاد بیاموزند که چگونه طرح جدیدیش را به تصویب مجلس برساند و مثل چاوز تبدیل به رئیس جمهور مادام العمر ایران شود.
مساله ی اساسی ایران هم (از نظر جامعه ی جهانی) که همان تولید سلاح هسته ای است ، هم فعلا موضوع اولویت اول از نظر مردم ایران نیست ، چراکه مردم ایران نهایت تلاش خود را برای حل کامل مشکل "احمدی نژاد " از صفحه روزگار به کار بسته اند و مذاکره در این مورد (برنامه ی هسته ای ایران) به عهده ی جامعه ی جهانی .
هر چند ماهم مثل مردم دیگر کشورهای جهان با گسترش سلاح اتمی در جهان مخالفیم ، و با اینکه مدرک قطعی مبنی بر ساخته شدن بمب اتمی در ایران توسط آژانس ارائه نشده ،(اگر با انصاف رفتار کنیم.) ولی به نظر من به این دولت که مردم خود را قلع و قمع می کند باید با نهایت شکاکیت و بدبینی رفتار شود .
هرچند امید بسیار زیاد هست که ، همانطور که گفتم ، مردم ایران جامعه ی جهانی را از دست احمدی نژاد خلاص کنند.
رفتار سران دیگر دول هم در مورد نشست سالانه ی سازمان ملل هم که در حال برگزاری است ، رفتاری است با نهایت سردی و بی اعتنایی و تهدید : آنگلا مرکل احمدی نژاد را تهدید کرده که در صورت حرافی وی در مورد هولو کاست سالن را ترک حواهد کرد و انتظار دارد دیگر نماینده های اتحادیه ی اروپا نیز کار مشابهی انجام دهند.
ممکن است برخی از نمایندگان دیگر دولت ها هم هنگام سخنرانی وی از جای خود برخیزند و به بیرون سالن بروند.
انتظار میرود که مردم ایران مقیم امریکا هم استقبال سبزی از احمدی نژاد در نیویورک ترتیب دهند. هم اکنون هزاران نفر از معترضان در خیابان های اطراف سازمان ملل جمع شده اند و گردهمایی را ترتیب داده اند ...
دیگر شایعات در مورد مشکلات رزواسیون هتل برای احمدی نژاد هم حتما شنیده اید که ایشان هر هتلی را که رزورو میکرده با اعتراض گروههای فشار آمریکایی و مردم ایران مواجه می شده است تا جایی که رزرواسیون او کنسل میشده است .
اشکال ندارد احمدی نزاد میتواند در چادر معمر الغذافی رفیقش و رییس جمهور لیبی شب را به روز برساند اگر هتل گیرش نیامد.

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

حاشیه های روز قدس و چند ویدئو +++جدید و مهم:


1-روز 25 شهریور این خبر آمد که سپاه به خامنه ای وعده ی 500 هزار نفر نیروی قمه کش را داده که از سراسر ایران به تهران می آورد ، (میتوانید خامنه ای را در حال پوزخند زدن تصور کنید.) ولی نیروی انتظامی تهران ادعا کرده که این تعداد اعلام شده بلوف سپاه است و سازماندهی چنین جمعیت عظیمی در تهران ممکن نیست که هیچ آموزش نظامی هم ندیده بودند.(میتوانید لب و لوچه ی خامنه ای را در حال آویزان شدن تصور کنید.) ضمن اینکه اگر قرار است شهرستان ها را خالی از قمه کش و چاقو کش کنیم مردم سبز دیگر شهر هارا چگونه کنترل کنیم؟(میتوانید  خامنه ای را درحال گریه کردن و پا به زمین کوبیدن تصور کنید.) ولی به هر حال این خبر مارا به شدت نگران کرد.

2-انصافا قبل از برگزار شدن راهپیمایی دیروز ، همه دلنگران بودند و اطمینانی نداشتند که جمعیت زیادی می آید یا خیر. برای بعضی این نگرانی تبدیل به بدبینی شده بود ، و بعضی ها بودند که با لحن ناایدی میگفتند ببینیم حالا جمعیت می آید یا نه بعد خودمان ملحق شویم .

ساعت 9:30 که ما رسیدیم هم جمعیت سبز چیزی در حدود 4 تا 5 هزار نفر بود با وجود اینکه هنوز هم طرفداران دولت به 300 ،400 یا حداکثر هزار نفر هم نمیرسید ، ( این آمار تقریبی و فقط به میدان ولیعصر و خیابان های اطراف مربوط میشود.) بازهم ما خیلی ناامید و نگران شدیم چون جمعیت سبز حالتی محاصره شده توسط نیروهای مسلح و طرفدارن دولت پیدا کرده بود و چون جمعیت اش هم زیاد  نبود و به شعار های مسئول شعر پاسخ نمیداد ، ترسیدیم که نکند نیروهای مسلح و وحشی های طرفار حزب الله بریزند و جمعیت را لت و پار کنند به اسم اینکه اینها اغتشاشگراند و صدا و سیما هم از آنها فیلم بگیرد و آنها را به عنوان گروهی کوچک از ارذل و اوباش سیاسی نام ببرد که تظاهرات متعلق به مردم غیر اراذل اوباش (!) خراب کنند.

ضمن اینکه میترسیدیم طرفداران حزب الله نماز جمعه باشند و با تمام شدن نماز جمعه تعدادشان از سبز ها بیشتر شود.

3-سبزها موضعشان رادر میدان ولیعصر و دیگر میادین و مراکز حفظ کردند تا مردم بیشتر و بیشتری به آنها ملحق شدند بادستبند و شال و بادکنک و پارچه ی سبز در این مرحله به شدت خرتو خر شده بود و دولتی ها اتوبوس اتوبو هجوم آورده بودند و با آمدن جلوی جمعیت عظیم سبز سعی داشتند آن جمعیت را بقاپند ، نیروهای نظامی هم گه گیجه گرفته بودند که الان کی را باید بزنند ؟

4-ولی سبز ها آمدند وآمدند وآمدند (واقعا راست میگویم ها از خیابان ها هزار هزار می آمدند.) تا جایی که یگر طرفدارن حزب الله دیگر اصلا دیده نمیشدند و گراوههای 70 ، 80 نفری آنها با  ترس و لرز و با اسکورت وانت های بلندگو دار و نیروهای انتظای از بین جمعیت چند ده هزار نفری سبزها رد میشدند. و شعارهایشان با وجود 8 تا بلندگو اصلا شنیده نمیشد.

5-وسط میدان ولیعصر دولت یک استیج حزب اللهی راه انداخته بود که شعار های مرگ بر آمیکا و مرگ یر اسرائیل پخش میکردند و در بین شعارها کیبورد میزد!!! جلوی آنهم حدود100 نفرر طرفدار دولت بودند که اصلا به جایگاه نوجهی نداشتند و به پشت سرشان نگاه میکردند ، پشت سر آنها همانهایی بودند که از صبح آنجا حضور داشتند منتها الان جمعیتشان چند صد برابر شده بود و یا به شعار های مسئول شعار توجهی نمیکردند یا هر از چندگاهی آنها را با مرگ بر روسیه و مرگ بر چین جواب مبدادند!

6-خیابان آنطرفجایگاه حزب اللهی (بلوار کشاورز) اتوبوس های شرکت واحد تعبیه شده برای روز قدس  در حال رفت وآمد بودند که مردم سبز با خوشحالی و هیجان (و همچنین بیخودی) برای آنها کف میزدند و هورا میکشیدند! آنطرف خیابان هم یک گروه 200 نفری دوستدار حزب الله ایستاده بودند و با لحن خسته ای به شعار های ملال انگیزی که مسئول شعار با صدای نکره اش میگفت پاسخ میدادند (مرگ بر منافق ، مرگ بر آمریکا ، مرک بر فلان و مرگ بر بهمان)

7-حدود یک ساعت بعد دیگر جمعیت درحال انفجار بود و دیگر به چند صد هزار نفر رسیده بود که البته همه ی آنان سبز بودند. دیگر افراد بدبین مادرزادی که در میان ما وجود داشتند و میگفتند ببینیم حالا جمعیت می آید یا نه ؟ حالا با هیجان داشتند میگفتند بریم و به جمعیت بپیوندیم . رفتیم و چندتایی شعار دادیم البته مردم روزه دار به علت تشنگی شعار دادن خیلی سختشان بود و هی گلویشان خشک میشد و صدایشان در نمی آمد و ما بلندگوهم نداشتیم البته!!

واین هم لیست کامل شعار هایی که مردم میدادند:

به مناسبت روز قدس:

1-هم غزه ، هم لبنان جانم فدای ایران

2-نه غزه ،نه لبنان ،جانم فدای ایران

3-مردم چرا نشستین ، ایران شده فلسطین

4-ایران شده فلسطین ، یالا پاشین برقصین!!!!(یا مردم پاشین برقصین ، ایران شده فلسطین!!!)(مسئولیت با سازنده ی شعار)

هشدار به سران حکومت و اعتراض به سرکوب:

1-دیکتاتور بیچاره ، بازی ادامه داره

2-رهبری ، رهبری این آخرین پیامه ، ملت سبز ایران آماده ی قیامه

3-احمدی ، احمدی آین آخرین پیامه ، ملت سبز ایران آماده ی قیامه

4-محمود خائن ، آواره گردی ،خاک وطن را ...،مرگبرتو ، مرگ برتو

5-احمدی به گوش باش ما ملتیم نه اوباش

6-نصرٌ من الله و فتحٌ قریب ، مرگ براین دولت مردم فریب

7-کروبی دستگیر بشه ایران قیامت میشه

8-مرگ بر دیکتاتور

9-خامنه ای قاتله ولایتش باطله

10-میکشم ، میکشم آنکه برادرم کشت

11-برادر رفتگر ، محمودو وردار ببر

12-بسیجی حیا کن ، مفتخوری رو رها کن

حمایت از مراجع:

1-منتظری صانعی،مجتهد واقعی

2-منتظری،صانعی

3-منتظری زنده باد ، صانعی پاینده باد

حمایت از رهبران جنبش سبز:

1-سلام بر موسوی ،درود بر کروبی

2-کروبی دستگیر به ایران قیامت میشه

3-خاتمی زنده باد موسوی پاینده باد یا برعکس

4-وشعار محبوب من : یاحسین میرحسین

هشدار به سران دیگر کشور ها:

1-مرگ بر روسیه

2-مرگ بر چین

آنالیز:

همینطور که میبینید ازبین حدود 20 شعاری که مردم میدادند فقط سه تا از آنها مرگ بر ... بود . در مقایسه با شعار های دولتی که 98% آنها مرگ بر دارد!این نشان از تهایت صلح طلبی معترضان دارد که در شرایطی که حکومت با وحشیگری تمام این حرکت را به خونریزی و تجاوز کشانده است.

بیشتر شعار ها هم مربوط به سران اصلی حکومت و مخالفت با مشروعیت حکومت بود ، این به روشنی بیان میکند که مردم چه میخواهند.

با تو جه به شعار های مربوط به روز قدس بیشتر مردم اسرائیل را به عنوان کشور ظالم قبول دارد ولی ظلم به هموطن خودش را مهم تر میپندارد.

8-حول و حوش ساعت 3 جمعیت پراکنده شدند ، درگیری شدیدی بین نیروهای مسلح و مردم ایجاد نشد ، و با توجه به خط و نشان هایی که حکومت برای مردم کشیده بود ، جنبش بسیار آرام برگزار شد.فقط بعضی از دوستان میگویند (و در فیلمهای که منتشر شده بعضا دیده میشود.)که نیروی انتظامی از گاز اشک آور و باتوم استفاده کرده است و چندین نفر دسنگیر شده اند. بعضی ها هم میگویند دوستداران حزب الله و طرفدار صلح در 2000 کیلومتر آنطرف تر به چوب و چماق و شیشه نوشابه به هموطنان خودشان حمله ور شدند. خبری از تیراندازی تاحالا به من نرسیده.

9-مکانهایی که مردم سبزدر تهران جمع شده بودند به قرار زیر بود:

میدان ولیعصر و خیابانهای اطراف(بلوار کشاورز و غیره)تا دانشگاه

میدان توپخانه و خیابانها اطراف

هفت تیر تا دانشگاه

و...

10-با این وقایع در تهران ، در شهرستان های دیگر هم اجتماع ها و راهپیمایی های چند ده هزار نفری گزارش شده . شهرستانهایی مثل شیراز ، اصفهان ، اهواز وغیره.

11-احمدی نژاد با یک ارتش چند هزار نفری که دورتادور دانشگاه را محاصره کرده بودند به ایراد خطبه پرداخت و از حق سرخپوستان و فلسطینی ها سخن میگفت، که در چنصد متر آنطرفتر مردم داشتند حق خود را طلب میکردند.

اگر این ارتش نبود دوستان حسابی از خجالت ایشان در می آمدند...

13-دیروز هرندی ، استاد دانشگاه مزدور احمدی نژاد هم با CNN مصاحبه میکرد ( با استفاده از ماهواره و ابزار های ارتباطی پیشرفته از تهران ) و در 5 دقیقه حدود ده بار گفت که جمعیت "مردم طرفدار موسوی"بسیار کمتر از طرفداران حزب الله بوده است.اسوشیتد پرس هم با استناد به همین حرفها گزارشی غلط از راهپیمایی مردم در این روز تهیه کرد.ولی بقیه رسانه ها ی معتبر (aljazira,bbc,euronewsو...) با  استناد به ویدئو های دریافتی از مردم تظاهرات اصلی را مربوط به طرفداران جنبش سبز توصیف کردند ، دراین بین خبرگزاری خبری ایران هم گزارشی مربوط به حضور باشکوه مردم در روز قدس تهیه کرده بود و منشور ده ماده ای آقا را پخش میکرد. آسوشیتد پرس امروز گزارش خود را اصلاح کرد.

14-خبرگزاری ایلنا ،دیروز، اعلام که یکی از نمایندگان حزب اعنماد ملی بین مردم گاز اشک آور پرتاپ کرده تا جو را متشنج کند!!!ودر همین خبر ادعا کرده که موسوی و کروبی وقتی دیدند که عده ای علیه آنان شعار میدهند وآنها را منافق ماخوانند و به ماشینشان حمله کرده اند فرار را برقرار ترجیح داده و در رفته اند درحالی که در ویرئو های منتشر شده هم آقای مو سوی  هم آقای کروبی را میدیدم که پیاده میان مردم معترض ظاهر شده و مردم شعار های حمایت از آنان میدهند!!

توصیه میکنم بسیار خوشحال باشید

 ویدئوها:

تهران:





گزارش تفصیلی روز قدس

گزارش روز باشکوه قدس از روشنک
خوشحالم و فکر میکنم روز قدس تبدیل شد به روز شکوه ایران و فریاد آزادیخواهی سبزها بر ضد کودتا
و اما آنچه من دیدم:
از ساعت 30/9بامداد جمعیت آهسته از تمام جوانب به سوی اطراف میدان ولی عصر و خیابانهای اطراف سرازیر شدند. روز باشکوهی بود زیرا:
1         دولتیها با وجود تمام بسیجی که کرده بودند و صدها دستگاه اتوبوسی که به میدان آورده بودند، تعداد نیروهای مسلح و پلیس از آنها بیشتر بود. اتوبوسهایشان خالی میامد و گروههای حداکثر 100نفرة آنها در میان گروههای چندین هزار نفری سبزها گم می شد. آنها سعی میکردند پیشاپیش جمعیتهای بزرگ سبز حرکت کنند و شعار مرگ بر منافق و ضد ولایت فقیه بدهند که البته انبوه سبزها در پشت سرشان با بادکنکهای سبز و شالها و دستبندها و بازوبندها و سربندها و شعارهای بسیار قاطعانه اشان این حرکت آنها را خنثی میکردند

2        دولتیها در میدان ولی عصر سکوی بزرگی گذاشته بودند و بلندگویی که آخوندی در پشت آن هر چه فریاد میکرد و گلوی خودش را پاره میکرد و شعار میداد هیچ کس جز بغل دستیش جواب او را نمیداد. البته گاهی در مقابل شعار مرگ بر امریکا، جمعیت شعار مرگ بر روسیه سر میداد.


3        درست در زیر همان بوق و کرنای دولتیها و با وجود گارد مسلحی که جمعیت را محاصره و تهدید به کتک زدن میکرد، جمعیت سبز ساعتها ایستادگی کرد و با علامتهای خود شعار خودش را داد.

4          شعارهای جمعیت بسیار قدرشناسانه بود در برابر رهبران جنبش سبز و بسیار کوبنده بود در برابر کودتاچیان. علاوه بر بردن نام موسوی و کروبی و خاتمی و اینکه اگر رهبران جنبش دستگیر شوند، ایران قیامت خواهد شد. مردم قدرشناسی خود را به آیت الله منتظری و صانعی نیز ابراز کردند. تقاضای آزادی زندانیان سیاسی بارها در شعارها مطرح شد. از جمله شعارهای جالب دیگر شعارهای  زیر بود:
-          دیکتاتور بیچاره، بازی ادامه داره!
-          محمود خائن آواره گردی / خاک وطن را ویرانه کردی....مرگ برتو
-          مرگ بر این دولت مردم فریب
-          خس و خاشاک تویی/ دشمن این خاک تویی!
-          دفن جسد شبانه/ این آخر زمانه
-          بترسید، بترسید/ ما همه با هم هستیم
-          ایران شده فلسطین/ مردم چرا نشستین

5        طرفداران دولت گرچه بسیار اندک و ناچیز بودند، اما اگر واقعاً فرد غیرمزدور و ناآگاهی در میان آنها بود، به چشم خود دیدند که سبزها چقدر زیادند و شعار "احمدی دروغگو/ 63درصدت کو" گواهی بود بر اندک بودن آنها و حضور چندصدهزارنفری مردم.

6        در حالی که احمدی نژاد، به عنوان خطیب پیش از نماز جمعه داشت برای تمام دولتها و ملتهای جهان خط و نشان می کشید و حکومتهای آنها را پوشالی مینامید و پیش بینی میکرد که همین امروز و فرداست که سقوط کنند، مردم بیخ گوشش فریاد مرگ بر او و دولت کودتا را فریاد میکردند و یکی از شعارهایشان این بود که دیکتاتور حیا کن/ حکومتو رها کن.

به طور کلی، روز قدس برای هواداران جنبش سبز روزی شادی آفرین و غرورآفرین بود و بار دیگر قدرت خودشان و زنده بودن جنبش را به رخ کودتاچیان کشیدند.
سساعت دو و بیست دقیقۀ بعد از ظهر جمعه
با تشکراز روشنک جان که این مطلب را تهیه کرد.

۱۳۸۸ شهریور ۲۷, جمعه

گزارش تظاهرات روز شگفت انگیز قدس سبز ساعت13:10



من همین الان از تظاهرات قدس سبز برگشتم ، تخمیی که از جمعیت زدیم 200 تا 300 هزار نفر بودند تا جایی که من دیدم تا حالا برخوردی شدیدی صورت نگرفته ، ولی بعضی از دوستان گفتندک صدای تیر اندازی شنیدند.
جالب است که دولتی ها مرکزی در میدان ولیعصر درست کرده بودند و پوستر قدس و بادکنک و از این قبیل چیزها وصل کرده اند، یکی دارد با بلنگو شعار میدهد ، هیچ کس ، جواب نمیداد همه شعار های دیگری میدادند تاجایی که آريالا آنقدر ضایع شد که خودش با بلندگو جواب میداد !!!!
جنبش سبز هم برای خود مرکزی داشت که از ساعت 10 به بعد مردم در آنجا جمع شدند و در زیر صدای بلندگوی دولتی ، صدای بلندتری از جمعیت سبز شنیده میشد
جمعیت مزدور یا ناآگاه که به دیده ی عینی با دهها اتوبوس از شهرستان ها و از نقاط مختلف کشور ، آورده بودند ، در جمعیت چندصد هزار نفری مردم گم شده بودند و شعارهای مرگ بر اسذائیل و مرگ بر آمریکا با وجود جمعیت عظیمی که فریاد میزدند هم غزه ، هم لبنان ، جانم فدای ایران و شعار های دیگر، اصلا شنیده نمیشد.
الان باید برگردیم ببینم دیگر چه خبر است بعدا هم مفصل تر مینویسم هم چندتا ویدئو میذارم.

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

موسوی و کروبی می آیند ، شما چطور؟

اول- همین یکی دو ساعت پیش مطرح شد که آقای مهندس موسوی هم در راه پیمایی روز قدس شرکت می کنند و از مردم هم دعوت کرده که در این راه پیمایی شرکت کنند. به این ترتیب باید گفت که تمام کسانی که در این حرکت تاکنون نقش داشته اند آقای کروبی، آقای خاتمی و دیگران مردم را دعوت کرده اند.
 
 
دوم- آقای هاشمی رفسنجانی هم مردم را به راهپیمایی روز قدس دعوت کرده صرف نظر از این که خود ایشان را بگذارند نماز بخواند یا نه، فرقی نمی کند ما در راه پیمایی شرکت می کنیم. روحانیون مبارز تهران هم دعوت کرده اند.
 
 
سوم- نامه بسیار خوب آقای منتظری که درآن حکومت فعلی را ولایت نظامی ها نامیده نه ولایت فقیه و در سوالاتی هم که آقای کدیور از ایشان استفتاء کرده بود، ایشان صراحتا فتوا داده بود که حکومت موجود، حکومت ظلم و جور است  و همکاری با آن حرام است و مخالفت و مبارزه با آن هم واجب و به این ترتیب کاملا از این حکومت مشروعیت زدایی کرده ، البته حکومت هم که هیچ حد و مرزی در وقاحت نمی شناسد ، سه نفر از نوه های ایشان را بازداشت کرده است.
ایشان با این نامه اخیرش کاملا حجت شرعی را بر کسانی که ممکن است از وجه شرعی بخواهند با این حکومت همکاری کنند تمام کرده است.
 
 
چهارم- نامه بسیار خوب و شجاعانه جدیدا آقای کروبی است. بعد از این که مطرح شد ایشان با آقای علی لاریجانی ملاقات کرده و در آن ملاقات از ایشان خواسته اند که سکوت کند و موافقت نکرده و این نامه را هم منتشر کرده و به روشنی مطرح کرده که مسئولیت در برابر تاریخ دارد تا آیندگان نگویند کسانی جرم و جنایات را دیدند و ساکت ننشستند. ضمن آن که قلم بطلان هم برای دعاهای کمیسیون قلابی رسیدگی کشیده است. در مجموع باید گفت که سیاستمداران و بزرگان مذهبی همراه جنبش سبز، در این چند روز محکم و هم سو با حرکت مردم و در جهت شرکت در روز قدس حرکت می کنند ک آخرین نفر هم آقای مهندس موسوی است که نقطه اختتام این جمله را گذاشته است. او در میان مردم می آید و مردم را هم به آمدن دعوت کرده است. ما هم باید برویم و رئیس جمهور منتخب را تنها نگذاریم.
 
 
پنجم- حکومت اعلام کرده که پاره ای از خبرنگاران خارجی را برای روز قدس به ایران دعوت کرده است. تا آنجا که من تحقیق کرده ام خبرنگاران درست و حسابی مطبوعات معتبر دنیا را ندیده ام. خیلی احتمال دارد چند خبرنگاری باشند که حکومت مطمئن است به نفع او می نویسند. اما این و جه مهم نیست. مهم این است که در همین حد هم وقتی خبرنگار خارجی هست امکان درگیری و سرکوب کاهش پیدا می کند. اما خطر دیگرش این است که اگر خبرنگاران به خصوص حکومتی باشند، بخواهند حرکت مردم را مصادره به مطلوب بکنند و از زبان خبرنگاران خارجی ، جمعیت میلیونی مردم را طرفدار حکومت قلمداد کنند. حالا که حکومت از لغو روز قدس ناامید شده و فهمیده که نمی تواند مردم را بترساند تا نیایند ، بنابراین به سراغ این رفته که بلکه بتواند تظاهرات دزدی کند. توصیه اکید این است که صف متشکل و متحدی داشته باشیم و نشان دادن علامت های جنبش در موقع ایستادن و شعاردادن و تهیه فیلم و عکس هایی است که خودمان تهیه می کنیم و حرکات موزونی مثل همراه با هم پا به زمین کوبیدن یا تغییر شعارهای حکومت با محتوای جنبش ما راه  سوء استفاده را می بندد . دنیا هم منتظر عکس و فیلم های مردم است. انصافا روز قدس امسال به روزی تاریخی تبدیل شده است که سرنوشت حکومت را معلوم خواهد کرد و ملاک هم آن چه حکومت می گوید یا شب در تلویزیونش نشان می دهد نیست، بلکه ملاک فیلم و عکسی است که مردم تهیه می کنند. این احتمال زیاد است که اینترنت را از روز چهارشنبه و پنجشنبه در کشور قطع کنند، این احتمال هست که روز شنبه مملکت را تعطیل کنند و بنابراین از امروز که سه شنبه است خواهش می کنم تا آن جا که می توانید خبررسانی کنید که آقای موسوی و کروبی و خاتمی و رفسنجانی مردم را به راه پیمایی دعوت کرده اند و آقای منتظری هم از حرکت جنبش سبز پشتیبانی کرده است. از حالا هم تدارک برای مثلا انتقال فیلم و عکس را باید ببینیم. مثلا ساختن آن کلاینت- سرور در خارج و داخل ایران و دانلود کردن برنامه هایی که توضیح داده شد از روش های موثری است که می توانید فیلم و عکس خودتان را بفرستید. ما هم در این طرف داریم رسانه های گروهی دنیا رابسیج می کنیم تا به حرکت میلیونی مردم ایران چشم بدوزند. این روز از آن جهت تاریخی است که دو سه ماه کشتار و سرکوب و ایجاد رعب و وحشت حکومت راباد هوا خواهد کرد و دنیا هم می فهمد که جنبش سبز مثل دریای خروشانی است که درمیدان ایستاده است.
 
 
ششم- نکته آخری این که روز قدس برای ما نقطه عطفی است که پس از آن اول مهر هم می رسد و وارد فازی می شویم که فاز اعتصابات و فلج سازی است. ما مشروعیت زدایی و ایجاد اختلاف در حکومت را به خوبی دنبال کرده ایم و می توانیم وارد فاز جدید بشویم. ما هم  این جا کارهایی کرده ایم که پس از روز قدس به تدریج در قالب کارگاه های آموزشی خدمتتان ارائه می کنم و در مورد نحوه تشکیل کمیته های اعتصابات و سایر موارد صحبت خواهیم کرد.
تا فردا شاد و پیروز و سرافراز و موفق باشید. به امید پیروزی ایران و ایرانی

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

سخنی با نخست وزیر امام به بهانه ی قتل عام 67


"دقیقا 21 سال پیش درماههای مرداد و شهریور سال 1367 به فرمان صریح و مکتوب خمینی تمامی زندانیان سیاسی که کافر یا ملحد یا منافق یا محارب شناخته شدند ، که شمار قابل توجهی ار آنان از اعضای سازمان حزب مجاهدین و بقیه شان از اعضای احزاب چپی مانند توده و فداییان و غیره بودند اعدام شدند و در زمینی بدون قبر و نام ونشان به گور افکنده شدند.)
شمار کشته شدگان ببه استناد منابع موثق به بیش از سی هزار نفر میرسد."
فرازی خونین از فرمان خمینی:
"از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند"
رئیس وقت دفتر آیت‌الله خمینی (که پسرش سیداحمد خمینی بود) در نامه‌ای در مورد جزییات این اعدام‌ها می‌پرسد و منجمله در مورد این‌که آیا این حکم شامل کسانی که محاکمه شده‌اند و دوران زندان‌شان به زودی تمام می‌شود هم هست یا نه؟ و در مورد محکومان از شهرستان‌هایی که استقلال قضایی هم دارند چطور؟
"پاسخ آیت‌الله خمینی بدین‌گونه است که: " بسمه تعالی. در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است"
تاریخ به طور مکرر به نژاد بشری اثبات کرده که تقدس یافتن امری است بسیار خطرناک و باید با نهایت احتیاط با آن رفتار شود اما افسوس که ما ، گذشته مرگ زود گریبانمان را میگیرد ، حافظه و قدرت پندگیری چندانی نداریم.
البته هر انسانی عقایدی دارد، که شماری از آنها درست و شماری دیگر به یقین اشتباه اند و به مرور زمان ممکن است کسی افکار و عقیده های غلطش را اصلاح کند یا ممکن است کسی عقاید درست خود را فراموش و سوی افکار نادست هدایت شود . اما...
هیچ انسانی معصوم نیست ، انسان جایز الخطاست و کسانی که این را به بهانه های گونه گون نپذیرند احمق اند ، نمی بینید که بحران های فکری و عقیدتی خامنه ای و مداحانش که خود را با امامی معصوم هم مقدار می پندارد و هر از چند گاهی به خیال خود بر آگاهی و نا آگاهی خداوند مهر تائید میزند چه بلایی بر سر ایران و مردمش آورده ؟ خوشبختانه این دیگر به حافظه ی تاریخی احتیاج ندارد زیرا امر مربوط به "حال" است و لمس میشود ، و مجبور نیستم از خیل انبوه پادشاهان و فرمانروایانی بگویم که خود را از سر غرور و تکبر خود را هم مرتبه با خدا کردند و همه را مجبور به اطاعت از "جانشین خداوند" بر روی زمین کردند و به بهانه ی نافرمانی از دستورات خداوند(خود) سر مخالفانشان را زیر آب میکردند.
"انسان پاک" و "انسان شر" با اعمال مطلقا درست و مطلقا غلط نمی سنجند بلکه لبا مقداری میسنجند که انسانی ، به سوی انسانیت گام برداشته است.
خمینی حقیقتا شخصیتی بسیار کاریزماتیک و تاثیرگذار بود که با قاطعیت و بدون ترس از اهداف خود سخن می گفت و از رژیم شاهنشاه انتقاد میکرد ، او قابلیت خوبی برای جهت دادن به افکار مردم داشت و میتوانست روی مردم ، و خصوصا قشر تحصیل نکرده تاثیر زیادی بگذارد . این خصوصیات از او رهبری میساخت که میتوانست قدرت عظیم مردم در جهت دلخواه خود به کر ببرد و همین نیروی مردم بود که او را به قدرت رساند .
به هر حال ورق به نفع او برگشت و او به قدرتمند ترین شخصیت ایران ایران بدل گشت ، به به جز قدرت سیاسی، به مرور زمان بعضی از نزدیکانش و همچنین گروههایی از مردم اعتقاد شبه مذهبی عمیقی به شخصیت او پیدا کرده بودند تا جایی که او را فردی معصوم معرفی میکردند ، و کم کم هرگونه مخالفت با وی را همردیف توهین به مقدسات تلقی میشد. دورنمای دیکتاتوری از همین زمان پیدا بود ، چرا که دیکتاتوری در درجه ی اول با یکسان نبودن قانون اساسی برای عموم ، وبا برتر دانستن عده ای یا شخصی تا حد فرای قانون بودن، شکل میگیرد:
" اصل پنجاه و ششم قانون اساسي: حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است و هيچ‌كس نمي‌تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد".
این قانونی است که زیر پا گداشته شدن آن در جمهوری اسلامی منجر به همه ی بیقانونی های دیگر تا به کنون شده است ، با نادیده گرفتن همین قانون بود که خمینی توانست در هر روزنامه و رسانه ای که مخالف او حرفی میزد تخته کند،و با این کار این قانون را نادیده بگیرد:
"اصل بيست و چهارم قانون اساسي: نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين مي‌كند"
و در تابستان 67 به بهانه ی حمله ی بی فکرانه و مسلحانه مجاهدین به پشتیبانی از حکومت بعثی عراق ، افرادی که حکم زندانشان پایان یافته (یابیشتر آن سپری شده بود.) و هیچ ارتباطی به حمله مسلحانه نداشتند و به موجب قانون باید آزاد میشدند ،سی هزار نفر یکی یکی اعدام شدند و در خاوران بدون نام و نشانی دفن شدند.و با این کار این قوانینن را نادیده گرفت:
اصل سي و ششم قانون اساسي: حكم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.

اصل سي و پنجم قانون اساسي: در همه دادگاه‌ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.

اصل يكصد و شصت‌و هشتم: رسيدگي به جرائم سياسي و مطبوعاتي علني‌است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد. نحوه انتخاب شرايط، اختيارات هيات منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون براساس موازين اسلامي معين مي‌كند.

بله، خمینی با خصوصیات لجاجت و بی فکری در سرکوب سیاستمدار خوبی نبود و همو بود که موجب شد که این بی قانونی ها ادامه یابد ، تا جایی که امروزه قانون اساسی تبدیل به جک شده است!
خمینی با استفاده از حداکثر قدرت خود برای خاموش کردن صدای مخالفین جو خفقان و استبدادی را بر کشور حاکم ساخت که هیچ رسانه ی غیر دولتی در آن فعالیت نمی کرد ، هیچ گونه اعتراضی به مقامات و خصوصا خمینی پذیرفته نمیشد، تنها یک حزب در آن قدرت داشت ، اکثر منابع مالی دست حکومت بود و برنامه ای برای واگذاری ثروت به عموم اندیشیده نمیشد ، و...
جای بسی شگفتی است که بعضی هوس این حال و هوا را دارند و میخواهند به آن روزها برگردند،به روزگار حکومت دیکتاتوری بزرگ تر و بسیار بیرحم تر از خامنه ای و احمدی نژاد و سعی میکنند به آن فضای خفقان آلود القاب مقدس و روحانی بچسبانند.
آقای موسوی ! قطعا هدفی که برای خود انتخاب کرده اید ، بازگشت به راه امام ، راهی که سی هزار نفر در آن بدون محاکمه اعدام شدند، پسرفتی  چشمگیر به حساب می آید و نه احقاق حق مردم. به یاد داشته باشید آن "امامی "که شما از آن سخن میگویید کسی است که میگفت:هرچه میکشیم از دست دانشگاه میکشیم" سخنی که هم اکنون خامنه ای با رنگ و لعابی دیگر دارد مطرح میکند.
کسی است که میگفت سنگسار زنان و اعدام همجنسگرایان مانند بریدن انگشت قانقاریایی است که از عفونت دیگر اعضا جلوگیری میکند.
کسی است که با پیشنهاد نامگذاری حکومت او به دمکراتیک به بهانه ی غربی بودن این کلمه خوددرای کرد.
 کسی است که گه حکم ارتداد و مهدوالدم بودن سلمان رشدی را صادر کرد.
کسی است که منتظری را به جرم درخواست به همه پرسی گذاشتن ولایت فقیه خانه نشین کرد.
وکسی است که بعد از  انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی چنین گفت::
«
من یک کلمه به برادران دادگاه و کسانی که رئیس زندان هستند و اشخاصی که زندانبان هستند می‌گویم و آن اینکه اینطور نباشد که یک جنایتی واقع شد، اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و خدای ناخواسته با زندانیانی که الان هستند، ولو این زندانیان از همین گروه‌های فاسد باشند، با خشونت غیر انسانی عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند. لکن دادگاهها احکام را با دقت بررسی کنند، آنها را بر محکمه‌ها بنشانند و ازشان استفسار کنند. با قاطعیت هرچه باید بکنند، عمل کنند، لکن این طور نباشد که حالا از باب اینکه یک دسته از ما به وسیله همین گروه‌ها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصی که محبوس هستند خدای ناخواسته به خلاف موازین اسلام رفتار کنند و من می‌دانم نمی‌کنند، گرچه آنهایی که باید به شما تهمت بزنند، تهمت را می‌زنند.
و بعد در سال 67 ، سی هزار نفر را بدون محاکمه در زندان ها اعدام کرد.
آقای موسوی تقدس چیز خطرناکی است ، لعتر است در تعیین اهدافتان از این رکن با احتیاط بیشتری استفاده کنید . میدانم که آرزوی قبلی شما این نیست که به آن فضای خفقان و خشونت باز گردیم و امید وارم در آینده برخی از همین بهانه راه امام را ادامه دادن سواستفاده نکنند و امیدوارم که سران حکومتی ایران دیگر هیچ وقت ، به راه خمینی ادامه ندهند.
منابع : ویکی پدیای پارسی
سایت دفتر حفظ و نشر آثار امام خمینی
سایت هفت تیر

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

نماز جمعه 27 شهریور

همانطور که بارها گفنه ام در روز جمعه ی آخر رمضان که از سوی حکومت روز قدس نامگذاری شده ، نماز جمعه قرار است به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شود . خیلی مهم است که در این نماز جمعه حضور مردم بسیار چشمگیر باشد برای اینکه که دیده ایم در صورت کم بودن شمار تظاهر کنندگان نیروهای مسلح حکومتی به راحتی جمعیت را پراکنده می کنند و از جمع شن مردم جلوگیری میکنند.
پس یادتان نرود که بیایید و با مردم همراه شوید به یاد راهپیمایی های قدیم:

چند نکه ی مهم :
1-از آنجا که ممکن است رسانه های دولتی جمعیت معترض را به جای دوستداران و عاشقان سید حسن نصرالله جا بزنند حتما با خود پوستر میحسین یا کروبی ، پرچم ودستبند سبز و خلاصه هرچیز سبزی که در خانه تان پیدا میشود بیاورید و حتما در شعار دادن با مردم همراهی کنید(یکی از شعار هایی که از الان "طراحی" شده " نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران" است.:))
2-تحریم اس ام اس شکسته شد دوباره اسس ام اس بازی را شروع کنید و به دوستان و آشنایانتان خبر برسانید.
3-نکته ی خیلی مهم: ممکن است به منظور دلسرد کردن مردم چند روز قبل از 27 شهرویور اعلام کنند که به جای رفسنجانی فرد دیگری نماز جمعه را اقامه خواهد کرد ولی شما در هر صورت بیایید و نا امید نشوید زیرا عامل اصلی ترس حکومت شمار مردم است نه سخنان رفسنجانی .
4- استثنائا این دفعه زیاد نگران برخورد شدید نیروهای امنیتی نباشید هر چند همیشه جانب احتیاط را نگاه دارید. برای ایمکه احتمال آن هست که به خاطر روز قدس بودن و تبلیغات بسیار منفی که در صورت برخورد با مردم برای حکومت اسلامی ایجاد میشود ممکن است کمی تعدیل پیشه کنند . هر چند چیزی که تا کنون دیده ایم نشان میدهد زیاد  برایشان فرقی نمیکند...اما به هر حال علامت سبزی با خود به همراه داشته باشید تا هر وقت اوضاع مساعد بود و امکان کتک خوردنتان کم بود آن را بیرون بیاورید.(میتوانید زبانتان را هم دراز منید که بعدا که شاید عکستان در آمد بیشتر موجب ... سوزی شوید.)
5-به هر وسیله که میتوانید تبلیغ و اطلاع رسانی کنید برای این منظور من یک اطلاعیه  ی سیاه و سفید تهیه کردم که میتوانید آنرا چاپ کنید و به در و دیوار بچسبانید.
6-و این هم چند تا پوستر که هم میتوانید چاپ رنگی کنید هم میتوانید در وبلاگ یا وبسایتتان قرار دهید.
اول اونی که کار خودمه(یک مقدار سنگینه برای کیفیت بهتر:

 بقیه شم از سایت http://www.mirhusein.net/showthread.php?p=9466 دریافت کنید .(بهترین منبع پوستری که تا به حال دیدم البته به شکل فروم است)
به امید میلیون میلیون سبز پوش در روز قدس سابق"
چاکریم