BBCPersian.com | ايران
۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سهشنبه
ضرورت ایجاد تشکیلات حزب ساختار ، قسمت 2
قسمت دوم : جریانات پس از 22 خرداد
مردم از همان ابتدا و قبل از برگزاری انتخابات احتمال قوی می دادند که آرای شان نادیده گرفته شود و تقلبی با حجم وسیع صورت گیرد . ولی این بار تصمیم جدی داشتند تا در پس گیری رای خود ایستادگی کنند ؛ این امر در شماری از شعارهایی که پیش از انتخابات داده میشد به خوبی قابل درک بود :"اگه تقلب بشه ایران قیامت میشه."
مستندات نگران کننده ای نیز برای این پیش بینی موجود بود ، به دستور احمدی نژآد اتاقی به نام اتاق تجمیع آرا در وزارت کشور شکل گرفت وهمه ی کارکنان وزارت خانه را در روز انتخابات از ساختمان بیرون کرده بودند و 4 نفر از قابل اعتماد ترین افراد احمدی نژاد در اتاق تجمیع گرد آمده بودند تا کوچکترین خبری از چند و چون رای مردم به بیرون درز پیدا ننکند .
به غیر از آن هیچ ناظر بین المللی برای شفافیت سازی شمارش آرا دعوت نشده بود . این دو دلیل ، دلایل اصلی پیش بینی انتخابات بود
این مشاهدات حقیقتا خبر از امکان تقلب وسیع و بی سابقه میداد و مردم کاملا برای تشکیک به سلامت و شفافیت انتخابات حق داشتند.
صدای این پیش بینی ها به کاندیداهای اصلاح طلب انتخابات ، کروبی و موسوی رسید ، وآنها هم هم براساس تحلیل های خود احتمال تقلب را درنظر گرفتند و طی جلسه ای که گذاشتند، استراتژی مشخصی برای این سناریو و مقابله با آن در نظر گرفتند .
نقش هر کس از پیش تعیین شد و به نظر من کروبی در این جلسه به عنوان نماینده ی معترض و ترتیب دهنده ی اعتراض و موسوی به عنوان هم حامی این اعتراضات و هم پیگیری مدنی و قانونی اعتراضات وارده و مدیر برنامه ریز تشکیلات حزب ساختار درون مرزی ، تقسیم وظیفه کردند .
همچنین این تصمیم گرفته شد قبل از اعلام نتایج انتخابات میرحسین خود را به عنوان برنده ی قطعی انتخابات معرفی کند که بر توده ی مردمی که آماده بودند که " در ایران قیامت به پا کنند " تاثیر بیشتری بگذارند.
متاسفانه پیش بینی مردم و جمعی از تحلیل گران درست از آب درآمد ، و تقلب به وقیح ترین و بی فکر ترین شکل ممکن صورت گرفت ، به طوری که رای ها اصلا شمارش نشدند بلکه چهار نفری که در وزارت کشور بودند ، تعداد رای های هر نامزد را همانطور که احمدی نژاد به آنها دستور داده بود ، اعلام کردند و او را با رایی بیش از خاتمی و 68 درصد کل آرا به عنوان پیروز رقابت معرفی کردند...
ناگهان امیدی که در مردم و خصوصا جوانان ، جوانه زده بود پایین آمد و به جای آن خشمی سهمگین سراسر ملت را در بر گرفت .
این خشم سه روز بعد در راهپیمایی 3 ملیونی 25 خرداد در میدان آزادی تبلور یافت و اقدام عمده ای از طرف حکومت برای مقابله با شکل گیری این راهپیمایی صورت نگرفت ، و بعد از آن راهپیمایی سکوت بود که آن هم 2 تا 3 میلیون به خیابان ها ریختند . عظمت این اعداد هنگای معلوم می شود که احمدی نژاد با آنهمه تبلیغات و خرج کردن و از شهر های دیگر آدم آوردن و غیره در تجمع هوادارانش در میدان ولیعصر فقط توانست 500 هزار نفر را جمع کند . ( تخمین با عکس های ماهواره ای )
این دو راهپیمایی شوقی عظیم در دل مردم ایجاد کرد و آنها را آماده کرد تا دوباره و چند باره در خیابان ها حضور یابند تا زمانیکه بتوانند به قول خودشان رای شان را پس بگیرند.
ولی بعد از دو راهپیمایی بزرگ سرکوب شدید نیروهای مسلح شروع شد ، این نیروها به صورت لباس شخصی ، نیروی انتظامی ، ضد شورش ، بسیجی ، و چندین نام دیگر شروع به سرکوب وحشیانه ی مردم کردند و اعتراضات را وارد مرحله جدیدی نمودند.
لزومی ندارد همه ی راهپیمایی ها و حوادثی که پس از آن رخ داد را تکرار کنم ، مهم این است که دیگر باز پس گیری رای برای مردم در اولویت نبود برای آن ها مسلم بود که این سرکوب ها از طرف افرادی در حکومت انجام میگیرد آنها میخواستند هرچه زودتر این عوامل شناسایی و مجازات گردند ، باز پس گیری رای به بازپس گیری خون فرزندان ، ناموس خواهران ، آزادی زندانیان و دهها مورد دیگر تبدیل شد .
ولی با وجود این همه انگیزه برای مبارزه ی مردم با شروع شدن سرکوب نیروهای مجهز و مسلح مبارزات خیابانی کم تر و کم تر شد تا دیگر راهپیمایی شکل نگرفت.
با پایان مبارزات خیابانی مردم ، جنبش وارد مرحله ی سوم خود می شود که در این مرحله مهم ترین خواست مردم وادار کردن حکومت به پیروی و حرکت در جهت قانون اساسی فعلی کشور است.
مهم است که این هدف را عقب نشینی نسبت به اهداف قبلی نبینیم چون اصلا قضیه جور دیگری است ؛ تغییر زمانبر است و باید مرحله به مرحله انجام گیرد ، با توجه به اینکه هدف نهایی ما این است که در کشور ما دمکراسی واقعی حاکم شود ، و ازتمام ظرفیت های قانون (چه تغییر کند چه نکند ، ) برای ترقی کشور استفاده شود ، که در یافته ایم که دیگر در این رژیم ممکن نیست، درک این که برای رسیدن به هدف باید چندین مرحله دیگر طی شود بسیار حائز اهمیت است ،.
ما الان در موقعیتی نیستیم که مثلا به خیابان ها بریزیم و تظاهرات کنیم ، یا در مرحله ای نیستیم که سعی کنیم در نظام موجود اصلاحات ایجاد کنیم . الان ما باید گامی را برداریم که حکومت را وادار به حرکت در جهت قانون اساسی بکنیم ، اگر موفق به این کار بشویم میتوانیم اعتراضات خود را به صورت گسترده تر و در خیابان ها دنبال کنیم.
به نظر من ، با توجه به جریانات کوی دانشگاه، عامل اصلی نیامدن مردم به خیابان ها سرکوب نبوده است زیرا تجربه ی صدها انقلاب و جنبش تاریخی ثابت کرده است که سرکوب حکومت منجر به حالتی به نام" جیوجیتسوی نیرو" می شود . این یعنی اینکه بعد از مدتی کوتاه از حضور مردم در خیابان ها ، و شروع شدن سرکوب نظامی ، هر ضربه ای از این سرکوب به مردم بخورد مردم شدید تر آن را جواب خواهند داد. یعنی حالتی که در انقلاب 57 به وجود آمد و غیره .
اگر بخواهیم این حالت صورت بگیرد ، ابتدا باید پایه های مراکز رهبری حرکات و جنبش های مردم را استوارتر کرده و کاراکتر هایی به وجود بیاوریم که مردم به آنها اطمینان داشته و از رهنمود های آنها پیروی کنند . شخصیت هایی مثل موسوی و کروبی .
قدمهایی که تا به حال از طرف سران جنبش برداشته شده همگی گامهایی هستند که در این راه برداشته می شوند ،
1-ایجاد تشکیلات حزب ساختار موسوم به رسا یا راه سبز امید
2-اعتراضات مکرر آقای کروبی به نقض قوانین شرعی و حقوق زندانیان در بازداشتگاهها
3-دیدار مستمر آقایان موسوی کروبی و موسوی از خانواده های آسیب دیدگان حوادث اخیر و تاکید بر بی قانونی هایی که مسبب این آسیب ها بوده اند
4-جواب نامه ی آقای کروبی به آقای احمد توکلی و نامه نگاری با دیگر نمایندگان قانون که آنها را تشویق به ایراد گیری از بی قانونی کشور میکنند
5-ایجاد شماره حساب کمک به آسیب دیدگان حوادث اخیر
و..
از نخستین گامهایی است که در این مرحله ی حساس برداشته شده.
همانگونه که خواندید تاکید من بیشتر در مورد 1 که یک تشکیلات راهبری قانونی اعتراضات ردم است که به راهپیمایی جهت میدهد و مردم را از سردر گمی و زیان دهی بیشتر بر حذر میدارد. چنانچه دیدیم شرکت در راهپیمایی های اخیر مانند اجتماع روبروی دفتر اعتماد ملی عملا فایده ای جز اتلاف نیرو های فعال اعتراضی نداشت.
خوشبختانه شرایط جنبش به گونه ای است که دارد مرحله به مرحله طی میشود و گامهایی که برداشته شده قطعا به دست یافتن به هدف نهایی و تشکیل چند راهپیمایی بزرگ و ملیونی دیگر منجر خواهد شد . اما به علت نفرت عمومی از حکومت جمهوری اسلامی و خصوصا رهبری دولت وجود دارد و همچنین روحیه ی ایرانیان و به خصوص روشنفکران به گونه است که تعجیل اشتباه در تغییر را میطلبد ، و به خاطر اینکه از مرحله ای که مردم حضور گسترده ی فیزیکی همفکران خود را میدیدند گذشته ایم توده های وسیعی از مردم دلسرد شده اند که البته طبیعی است ، ولی ترویج امید در دلهای مردم با استفاده از استدلال های منطقی کار بسیار ضروری است که باید توسط شمای خواننده و دوستان شما و در بین توده های مردم انجام گیرد.
ضرورت شکل گیری یک تشکیلات برون مرزی :
کاری که به عنوان تشکیلات راه سبز امید صورت گرفته جدا از این که کاری ضروری و تحسین برانگیز است ، ممکن است با کارشکنی های بزرگی مواجه شود و به بهانه های مختلف ازاز کار بازداشته شود . همچنین موسوی بر خلاف کروبی چند روزی است که سکوت پیشه کرده و راجع به تشکیلات جدیدش درست و حسابی اطلاع رسانی نمیکند .
خواهشمندم دوستان فعال سیاسی خارج از کشور ضرورت ایجاد تشکیلات را بیرون مرز ایران درک کنند ، هزاران نفر خارج کشور هستند که استعداد و ظرفیت کمک فکری راجع به مسائل ایران را دارند و افرادی مانند اکبر گنجی ، فاطمه حقیقت جو ، سازگارا ، گنج بخش ، نگهدار و عیره و غیره که میتوانند این افراد را سازماندهی کرده و جمعی از نخبگان علاقمند تشکیل دهند که لتواند اطمینان مردم را جلب کند و بر روی توده های مردم تاثیر بگذاردند . جدا از فعالیتهایی که فعالان خارج کشور انجام میدهند ، متاسفانه ظاهرا ضرورت اینکار احساس نمیشود .
No Response to "ضرورت ایجاد تشکیلات حزب ساختار ، قسمت 2"
ارسال یک نظر